تبليغاتX
متال

متال

عشق است متال

آلبوم جدید متالیکا که فعلا (آلبوم استودیوی نهم) نامیده می شه،احتمالا در بهار 2008 منتشر می شه.

اعضای گروه اعلام کرده بودن که ضبط آلبوم در 12 مارچ 2007 (در لس آنجلس) شروع می شه.همچنین لارس گفته بود که بعد از تور تابستانی سال 2007 تصمیم گرفتن که آلبوم رو در ماه آگوست تموم کنن.

تهیه کننده ی این آلبوم (راک رابین) خواهد بود که سابقه ی کار با(Beastie boys-Slayer-Johny cash-Slipknot-System of a down-Red hot chili peppers-Danzing-Linkin park) رو داره.این اولین باره که Warner bros.records آلبومی از متالیکا منتشر می کنه.وظیفه ی انتشار آلبوم قبلی متالیکا (Some kind of monster) بر عهده ی Electra Records بود.

2004

16 ژانویه 2004

خب،ما آهنگای زیادی داشتیم که در St.anger ازشون استفاده نکریم.شاید 18 تا آهنگ.بعضی از اونا رو اصلاح می کنیم ولی چیز زیادی بهشون اضافه نمی شه----------(جیمز هتفیلد)

13 آگوست 2004

فکر کردن به این قضیه که ما 15 ماهه که تور St.anger رو برگزار می کنیم و فقط سه ماه دیگه وفت داریم،خیلی جالبه.اجرای عالی ای بود،به احتمال زیاد بهترین اجرایی که داشتیم،به خاطر اتفاقایی که 2سال پیش برامون افتاد.ما ایده های خیلی سفت و سختی برای آلبوم بعدی داریم.----------(لارس الریش)

1 سپتامبر 2004

من واقعا برای ضبط آلبوم بعدی هیجان زدم در ضمن از اینکه قرار نیست از روی یه برنامه ی مشخص کار کنیم هم خوشحالم.فکر می کنم اوضاع کاملا مرتب باشه و ما هم احساس خیلی خوبی داریم.----------(جیمز هتفیلد)

19 سپتامبر 2004

من فقط می دونم که ما سعی می کنم بهترین آهنگهایی رو که می تونیم بنویسیم و بهترین آلبوم رو بسازیم.----------(کرک همت)

24 اکتبر 2004

ما در 6ماه آینده تور رو تموم می کنیم ..بعدشم یه استراحت طولانی! 2 سال و نیم طول کشید__یه سال برای ضبط آلبوم و یه سال و نیم هم برای اجراهای زنده.اما احتمالا در بهار کا ر ضبط رو با رابرت شروع می کنیم.----------(لارس الریش)

2005

30 نوامبر 2005

من نمیگم که ایده ای در این زمینه که متالیکا به چه سمتی حرکت می کنه دارم ولی از اینکه متالیکا دوباره کار خودشو شروع کرده مثل یه بچه خوشحالم.----------(لارس الریش)

2006

9 فبریه 2006

ما در وضعیت ضبط مطلق نیستیم بلکه حسابی بهمون خوش می گذره.----------(لارس الریش)

10 مارچ 2006

ما 2 ماهه که در حال نوشتنیم.من و جیمز و رابرت__کرک هم هرزگاهی سر و کلش پیدا می شه.----------(لارس الریش)

20 مارچ 2006

ما در 3ماه گذشته مشغول ضبط بودیم و می تونم بگم که این بهترین تجربه ی من در این چند ساله.همه با هم کنار میان و به همدیگه احترام می زارن ...در ضمن به هیچ روانشناسی هم احتیاج نداریم.----------(لارس الریش)

17 آوریل 2006

آلبوم قبلی یه آلبوم غیر عادی از متالیکا بود که هیچ کس با خودش ایده ای به داخل استودیو نمی آورد.هر چیزی که در اون آلبوم می شنوین،همش در استودیو بوجود اومده بود.اما این بار(مثل گذشته) ما با خودمون ایده های نو میاریم.----------(لارس الریش)

5 می 2006

همگی حاضرن و از انجام کار لذت می برن.لارس و من کلی با هم سر و کله می زدیم.هر روز جنگ و دعوا داشتیم.بهتر می بودیه زره ی جنگی بپوشیم،بعد به استودیو بریم.اما حالا به هم کمک می کنیم تا از تواناییمون به نحو احسن استفاده کنیم.----------(جیمز هتفیلد)

20 می 2006

هنوز خیلی زوده.ما حدودا 50 تا آهنگ داریم ولی بازم در حال نوشتنیم تا موقعی که احساس کنیم که بهترین آهنگا رو داریم و اونا رو به استودیو بیاریم.اینجاس که به نظر من ریک رابین میتونه وظیفشو انجام بده.ولی هنوز خیلی خیلی زوده.ما فقط آهنگ می نویسیم واین کار هر روزمونه.بعضی وقتتا،هفته ای دو،سه تا آهنگ می نویسیم که واقعا عالین.فقط ما 4تا تو استودیو هستیم که اینم خیلی خوبه.----------(کرک همت)

ما ریک رابین رو داریم که رو پروژمون کار می کنه و شهرت ریک الکی نیست.هر روز به استودیو نمیاد و وقتی اونجاس که بهش احتیاج داریم.نسبت به ضبط آلبوم قبلی خیلی متفاوته.در St.anger ساعت ها و ساعت ها حرف می زدیم.راجب اینکه چه اتفاقی افتاده..چه اتفاقی داره می افته و چه اتفاقی خواهد افتاد.اما در این یکی احساس آزادی می کنیم واین خیلی خوبه.هیچ فشاری رومون نیست.----------(جیمز هتفیلد)

13 ژوءن 2006

همون جوری که می خوایم پیش میره.زیاد عجله نمی کنیم چوم می خوایم از وقتمون استفاده کنیم.ریک رابین تهیه کننده ی ماست،کسی که کارای خارق العاده ای انجام داده.ما خیلی هیجان داریم.----------(جیمز هتفیلد)

2007

13 فبریه 2007

ریک از ما می پرسه که تو چه کلیدی کار می کنیم.از اوایل دهه ی 90 در (E flat) کار می کردیم.تا حالا کسی این سوال رو از ما نپرسیده بود.ریک گفت "شاید صدای جیمز در (E) بهتر باشه".حرفش ما رو مجبور کرد که دوباره راجب این قضیه فکر کنیم.----------(لارس الریش)

30 مارچ 2007

آره..خیلی خوبه!بعضی از آهنگای آلبوم خیلی سریعن به طوریکه من و جیمز همدیگه رو نگاه می کنیم و با نگاهمون می گیم "مچ دستامون داره از جا در می آد!".واقعا واقعا سریعن.کوک ساز ها رو هم عوض کردیم.با این کار صدای جیمز شبیه صداش تو دهه ی 80 شده.تغییرات زیادی به وجود آوردیم که به نظر من به بهتر شدن کار کمک میکنن.----------(لارس الریش)

4 ژوءن 2007

باید یگم که این آلبوم کاملا پویاس.و احتمالا شما با شنیدن این که (در این آلبوم سولو هم داریم) و (لارس قراره از طبل های کوچیک درام هم استفاده کنه) خوشحال می شین!----------(رابرت تروهیول)

1 جولای 2007

به نظر من اصلا شبیه St.anger نیست.یه خرده پویاتره و متنوع تر.نمی دونم،تنها چیزی که می تونم بگم اینه که آهنگها خیلی طولانین.----------(لارس الریش)

9 جولای 2007

همه چی وجود داره.سرعت داره.یکی دوتا ترک هست که می گین "وای!" و من می دونم که ازش خوشتون میاد چون طعم و مزه ی قدیمیا رو داره.بعضی از ایده ها مال من،بعضی ها مال جیمز و خیلی هاش هم مال کرکه البته کرک مدت زیادی پیش ما نبود به خطر اینکه داشت بچه دار می شد،پس بیشتر مواقع فقط من و جیمز و لارس بودیم.ریک رابین هم چنتا پیشنهاد می ده،بعضی هاشون عالی ان و بعضی هاشونم کار نمی کنن.----------(رابرت تروهیول)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 19:37  توسط شاهد  | 

سلام به دوستان.

راستش من اوایل شهریور امتحان مهمی دارم به خاطر همین سه چهار ماهه دارم بکوب می خونم.

سعی می کنم بازم مطلب بزارم.

سرچ می کنم ببینم راجب آلبوم جدید متالیکا چیزی گیرم میاد یا نه.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 10:20  توسط شاهد  | 

گزارش «سایت اند ساوند» از مستند «متالیکا: نوعى هیولا»

روز هفتصد و پانزدهم. این آخرین میان نویسى است که در اواخر مستند متالیکا: نوعى هیولا ساخته جو برلینگر و بروس زینافسکى روى تصویر ظاهر مى شود. ساخت جدید ترین آلبوم گروه متالیکا با عنوان قدیس خشم به یک ماراتن تمام عیار تبدیل شد. در سینما حتى ستارگان مقتدرى چون تام کروز، باید بر طبق برنامه از پیش تعیین شده کار کنند. اما در صنعت موسیقى رسمى حاکم است و آن اینکه وقتى گروهى وارد استودیو مى شود، تا زمانى که همه چیز واقعاً مرتب و درست نباشد از آن خارج نخواهد شد.
۷۱۵ روز زمانى بود که صرف آمادگى کامل گروه متالیکا شد تا یک آلبوم ضبط کنند. به هر حال متالیکا در موسیقى گروه مهمى است. رکورد پرفروش ترین تور هاى موسیقى دهه ۹۰ آمریکاى شمالى و فروش نود میلیون نسخه از آثار گروه ظرف دو دهه گذشته دستاورد قابل توجهى است. وقتى خواننده گروه جیمز هتفیلد روى صحنه مى خواند رو به راه به نظر نمى رسد و تعجبى هم ندارد که مثل جک بلک در فیلم مدرسه راک، به زمین هم بیفتد. طرفداران به خاطر هتفیلد متالیکا را دوست دارند. روى صحنه جاى مناسبى براى از هوش رفتن نیست.
و بعد دوربین هاى برلینگر و زینافسکى به کار مى افتند، گره گشایى مى کنند و وارد جرو بحث ها و مشاجره هاى اعضاى گروه مى شوند. هتفیلد مدت کوتاهى پیش از نمایش فیلم در نیویورک گفت: «وقتى تصاویر خودم را در این فیلم مى بینم، خب اصلاً راضى نیستم. خیلى غیرقابل تحمل به نظر مى رسم.» متالیکا: نوعى هیولا چیزى وراى یک مستند درباره موسیقى است، هر چند که قطعات موسیقى در آن فراوان به گوش مى رسد. این فیلم گوشه اى پرارزش از تاریخ فیلمسازى است که پنج شخصیت انسانى متفاوت (سه عضو گروه و دو فیلمساز) را براى مدتى طولانى کنار هم قرار مى دهد.» این مستند از آن فیلم ها نیست که خواننده هاى راک از خودشان براى مستند ساز ها بگویند و بعد مستند ساز ها چیز دندان گیرى از خواننده هاى راک به تماشاگر نشان ندهند.
متالیکا: نوعى هیولا سرشار از واقع گرایى و حقیقت زندگى است. متالیکا حدفاصل سال هاى ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۳ را در رکود و رخوت کامل به سر برد. کارگر هاى قدیمى سان فرانسیسکو، این دوره را در پریشانى و آشفتگى از سر گذراندند. تمام دردسر ها براى ضبط آلبومى بود که بعد ها قدیس خشم نام گرفت. در طول مدت تمرین و ضبط قطعات این آلبوم، اعضاى گروه توسط دکتر فیل تاول تحت روان درمانى قرار گرفتند. این روان شناس سعى داشت تنش هاى جارى میان اعضاى گروه را از میان ببرد و خشم و اضطراب هاى آنان را مهار نماید. به خصوص درگیرى هاى جیمز هتفیلد و لارس اولریخ نوازنده درام گروه، که گروه متالیکا را در سال ۱۹۸۱ بنیان گذاشتند. و کرک همت گیتاریست گروه که یک سال بعد به آنها افزوده شد. به جز این سه نفر نوازندگان متعددى در بیست و سه سال گذشته به گروه پیوستند و بعد هر کدام به دلایلى راه خود را جدا کردند. مدت کوتاهى پس از آغاز فیلمبردارى هتفیلد به علت اعتیاد شدید به الکل گروه را ترک کرد و یازده ماه را در کلینیک هاى بازپرورى صرف ترک اعتیاد نمود. خود هتفیلد درباره آن دوران مى گوید: «تصمیم این بارم براى ترک الکل جدى بود. نمى خواستم مثل دفعات قبل پیش یک روانپزشک بروم. دلیل اصلى اش هم این بود که همسرم مرا از خانه بیرون انداخته و گفت: برو تو یه بیمارستان بسترى شو، تو واقعاً به کمک احتیاج دارى.» وقتى هتفیلد برگشت، بالاخره گروه کارساخت آهنگ ها را به پایان رساند و ضبط را آغاز کرد. گیتار بیس آلبوم قدیس خشم را باب راک تهیه کننده متالیکا نواخت. بعد هم رابرت تروخیلو نوازنده بیس سابق گروه آزى آزبرن براى تور سیزده ماهه گروه استخدام شد. آزبرن هم بلافاصله جیسن نیوستد نوازنده سابق بیس متالیکا را جایگزین تروخیلو کرد. در واقع خروج نیوستد از متالیکا در سال ۲۰۰۱ جرقه آغاز بحران در گروه بود. بعد تاول روان شناس استخدام شد. در فیلم صحنه اى هست که تاول مى گوید فروش خانه اش در آرکانزاس ربطى به حقوق ماهیانه چهل هزار دلارى اش که از گروه هوى متال کالیفرنیایى مى گرفت ندارد. زمانى که تاول را در یک میهمانى پیش از نمایش افتتاحیه فیلم در نیویورک دیدم متعجب نشدم. او همراه شان پن و کلى از برو بچه هاى سینماى مستقل نیویورک، مشغول گپ زدن بود و هتفیلد که در فیلم چهره ناخوشایندى از خود به نمایش گذاشته مى گوید: «فکر مى کنم حضور تاول یک هدیه بود، یک هدیه پدرانه.»
برلینگر و زینافسکى اولین بار اعضاى گروه متالیکا را در سال ۱۹۹۶ و براى کسب اجازه استفاده از ترانه مشهور بازگشت به خانه (آسایشگاه روانى) از آلبوم عروسک گردان در فیلم گمشده در بهشت ملاقات کردند.
گمشده در بهشت مستندى بود درباره سه نوجوان اهل ممفیس که به جرم کشتن سه نفر در مراسم شیطان پرستان در حال گوش دادن به موسیقى هوى متال دستگیر شده بودند. بنیادگرایان مذهبى همیشه با موسیقى متال مخالفت مى ورزند اما با سبک هاى دیگر موسیقى مشکلى ندارند. البته جریان اصلى موسیقى هم دل خوشى از موسیقى متال ندارد. مطبوعات هم همین طور، مثلاً گاردین همه سبک هاى موسیقى را نقد مى کند و به آن مى پردازد. اما به یاد نمى آورم در گاردین نقد یا مقاله اى درباره متالیکا یا مثلاً مگاوث خوانده باشم و این غیرمنصفانه است. متالیکا در دو دهه گذشته حضورى مقتدر در عرصه موسیقى جهانى داشته و قدیس خشم آلبومى متفاوت و چالش برانگیز است. بیشتر از آن که به سبک ترش متال (
Thrash metal) نزدیک باشد به سبک پانک (Punk) شباهت دارد. «آنها بازگشتى به سبک و سیاق سال هاى اولیه فعالیت شان داشته اند» کتى کمپینا نویسنده مجله آمریکایى متا اج، راهنماى من در دنیایى که دایناسور هایش هنوز از میان نرفته اند این جمله را بر زبان مى آورد. او مى گوید: «قدیس خشم یک آلبوم کاملاً شخصى است. آنها در این آلبوم تحت تاثیر هیچ کس حتى زینافسکى و برلینگر، قرار نگرفته اند. همه در این پروژه همدیگر را جدى گرفته اند.»
زمانى که زینافسکى و برلینگر با گروه متالیکا دیدار کردند، در واقع علاقه اى به موسیقى هوى متال نداشتند. برلینگر در این باره مى گوید: «در سال ۱۹۹۶ براى موسیقى بعضى از فیلم هایمان با گروه متالیکا آشنا شدیم. به نظر یک مشت مست و ابله و بى عقل مى رسیدند. ما طرفدار موسیقى آنها نبودیم، اما براى موسیقى فیلم مان به آنها نیاز داشتیم.» اعضاى گروه نه تنها با خواسته آنها موافقت کردند، بلکه یکى از ترانه هاى خود را نیز به شکل مجانى در اختیار آنها قرار دادند. لارس اولریخ درامر گروه با اشاره به مستند نگهدارى از برادر ساخته زینافسکى و برلینگر که در جشنواره سال ۱۹۹۲ ساندنس برنده جایزه بهترین مستند شد مى گوید: «از وقتى آن فیلم را دیدم، طرفدار جو و بروس شدم. مستندى بود درباره چهار برادر نیمه خل و چل که در نیویورک زندگى مى کردند.»
متالیکا: نوعى هیولا هم از بعضى جهات شباهت هایى با آن فیلم دارد. برلینگر مى گوید: «آنها خیلى معقول و جذاب به نظر مى رسند و خیلى هم روشنفکر و مطلع. براى ما خیلى جالب بود که پرسوناى آنها روى صحنه با آنچه در زندگى عادى بودند تفاوت هاى بسیارى داشت. لارس اولریخ یک عشق سینماى واقعى است که خیلى فیلم دیده.»
در واقع وقتى اولریخ فهمید که این دو قصد دارند مستندى درباره آلبوم جدید گروه بسازند، هیجان زده شد. حتى درخواست کرد فیلم چیزى بیش از یک اطلاع رسانى تجارى باشد.
«نگران تجارى و سطحى درآمدن کار بودم. اما فیلم چیزى فراتر از حد انتظارم شده است.»
دو فیلمساز هم همین نگرانى را داشتند. زینافسکى در این باره گفت: «با ساختن فیلمى مثل بهشت گمشده نمى توان ثروتمند شد. اما از راه ساخت آگهى هاى تبلیغاتى پول در مى آوردیم و این پروژه یک کار کاملاً شخصى بود.»
اما خب همیشه مشکلاتى هم هست. «هر بار که به دیدن آنها رفتیم، گفتیم که نمى خواهیم یک مستند تبلیغاتى صرف بسازیم جیمز به ما نگاه مى کرد و مى گفت امکان نداره. هتفیلد حتى قبل از ترک اعتیادش به الکل هم آدم ترسناکى به نظر مى رسید. اندامى ورزیده پر از خالکوبى با صدایى گیرا و خشن. یکى از خوفناک ترین آدم هایى که تاکنون دیده ام.»
اما وقتى جیمز پس از ترک اعتیاد بازمى گردد مى گوید: «الان در بهترین شرایط هستم.» جیمز با نیشخندى بر لب و نگاهى مهربان از پشت عینک آفتابى زرد رنگش این جمله را بر زبان مى آورد. آنچه بر سر جیمز و گروه آمد آنها را ناچار کرد تاول را به خدمت بگیرند و روانشناس هم به آنها اطمینان داد که شبیه مشترى هاى پیر او نیستند که در اتاقى در هتل ریتز کارلتون سن فرانسیسکو به ملاقاتش مى روند. سه سال تمام دوربین ها به دنبال گروه همه جا رفتند و دائم خاموش و روشن شدند. نتیجه این خاموش و روشن شدن مکرر دوربین ها فیلمى شد که احتمالاً بهترین مستند نسل جدید درباره موسیقیدان هاى هوى متالى است که در حین تمرین دائم به هم و به همه چیز بد و بیراه مى گویند.
متالیکا: نوعى هیولا مى توانست یک سریال اپراى صابونى باشد. خیلى ساده مى توان آن را با سریال تلویزیونى آزى آزبرن مقایسه کرد. سریال آزى آزبرن که یک
Reality TV serial است، به لحاظ شخصیت ها شباهت هاى فراوانى با این مستند دارد. به جاى خود آزى، هتفیلد را مى توان گذاشت. با خالکوبى بازوى راستش که سنت مایکل را در حال مبارزه با شیاطین نشان مى دهد. به جاى شرون همسر آزى هم لارس را داریم که نصف هیکل هتفیلد هم نمى شود، اما در مورد مسائل مالى گروه او تصمیم مى گیرد. اولریخ در فیلم عصبى اما با تدبیر به نظر مى آید. اما در زندگى واقعى (حداقل در مصاحبه هایش که حداقل نیمى از زندگى واقعى است) فردى مطلع و خوش صحبت است.
و بالاخره گیتاریست اول گروه کرک همت را داریم، تنها عضو گروه که هنوز موهایش را بلند نگه داشته (هر چند فقط تا سرشانه هایش). همت شخصیتى کالیفرنیایى دارد که هرگاه لازم باشد خودش را کنار مى کشد. خودش به شوخى مى گوید: «همیشه آدم خوبى بود ه ام. در بیست سال گذشته داور و قاضى گروه بودم . اگر من در گروه نبودم اختلافات این دو نفر گروه را نابود مى کرد.» ضمناً همت یکى از خدایان گیتار الکتریک جهان است. یک نسل از نوجوانان (خصوصاً در آمریکا) نواختن گیتار را از مقالات و نت هاى آموزشى همت در مجلات هوى متال آموخته اند، اما او همیشه کمتر از هتفیلد و اولریخ به چشم مى آید. همت لزوم استخدام تاول را تایید مى کند. «روان درمانى آخرین انتخاب ما بود. همه خسته شده بودیم. زندگى بى بند و بار ستارگان راک را سال ها بود تجربه کرده بودیم اما همه چیز دیگر لطفش را برایمان از دست داده بود. دیگر این طرز زندگى داشت به شدت به ما لطمه مى زد. روان درمانى تنها راه ممکن براى ادامه کار بود. اصلاً جیسن نیوستد (نوازنده بیس سابق گروه) هم به همین خاطر گروه را ترک کرد. همه ما بریده بودیم و تحمل همدیگر را هم نداشتیم.»

 

متالیکا: نوعى هیولا در نهایت چیزى بیش از یک فیلم تجارى است که یک گروه مردان میانسال موسیقیدان در حال روان درمانى را نشان بدهد. این برترى به خاطر سیاست هاى مستندسازى نیست، بلکه به تجربه گرایى زینافسکى و برلینگر در پروسه تولید طولانى مدت فیلم مربوط مى شود. اما انگار کسانى نمى خواستند متالیکا براى بازگشت آماده شود یا فیلم به انتها برسد. وقتى کمپانى تهیه کننده تصمیم گرفت فیلم را در تلویزیون پخش کند، گروه متالیکا به قصد جلوگیرى از این کار فیلم را خرید. برلینگر مى گوید: «خوشبختانه همه چیز درست شد. کمپانى الکترا آن قدر منطقى بود که فیلم را رها، یا بهتر بگویم آزاد کند. گروه یک چک دو میلیون دلارى به کمپانى الکترا داد و کلیه حقوق تجارى فیلم را خرید و قرار شد چهار و نیم میلیون دلار هم پس از نمایش عمومى فیلم به الکترا پرداخت شود.»
فیلمبردارى ادامه یافت، اما کنترل همه چیز اکنون در دست دو فیلمساز بود. برلینگر مى گوید: «این آدم ها (اعضاى گروه) خیلى آدم هاى خوبى بودند که اختیار تدوین نهایى را به طور کامل در اختیار ما قرار دادند. هیچ وقت نگفتند این کار را بکنیم و آن کار را نکنیم.»
با نمایش فیلم تنها در دو سالن در نیویورک و یک سالن در لس آنجلس، متالیکا: نوعى هیولا رکورد فروش مستند هاى راک را شکست و حالا باید عکس العمل هاى متفاوت تماشاگران انگلیسى را شاهد باشیم. چرا که این روان درمانى ها و خودنگرى هاى گروه در فیلم، براى انگلیسى ها بامزه تر خواهد بود تا آمریکایى ها. این خیلى غم انگیز خواهد بود که مستندى درباره روان درمانى گروهى، تماشاگران جدى سینما را ممکن است فرارى بدهد. اما قطعاً حداقل علاقه مندان موسیقى متال از آن استقبال خواهند کرد.
فیلم میان جلسات روان درمانى و ضبط آهنگ ها در حرکت است و زندگى واقعى را بى واسطه به تصویر مى کشد.
نوعى هیولا فیلمى بسیار جاه طلبانه است، به خصوص در ده یا پانزده دقیقه اول این جاه طلبى کاملاً هویدا است. برلینگر که به همراه زینافسکى و دیوید زایف (تدوین گرى که در دو مجموعه تلویزیونى حقیقت تلخ و ملت تلویزیون با مایکل مور همکارى کرده بود) دو سال براى تدوین همزمان با فیلمبردارى وقت صرف کردند، در این باره مى گوید: «این سخت ترین و دشوارترین تدوینى بود که در عمرمان انجام داده ایم. فیلم ساختار خطى مرسومى نداشت. بیشتر بر پایه گسترش، احساس و وجه تماتیک ماجرا تاکید داشتیم که کار بسیار دشوارترى بود و توجه تماشاگر را هم کمتر جلب مى کرد. چالش ساختارى دیگرى که با آن مواجه بودیم این بود که هر علاقه مند موسیقى مى دانست که متالیکا چه دورانى را گذرانده. تصمیم نهایى ما هم بر این شد که فیلم را به طور موازى با تصاویر حال حاضر و فلاش بک پیش ببریم. پناهم بده مستندى که در سال ۱۹۷۰ درباره گروه راک برادران مى لز ساخته شد نیز از همین ساختار تبعیت مى کرد. لارس مى گفت دوربین ها مثل سرم هاى حقیقت هستند و اگر در جلسات روان درمانى حاضر نباشند همه چیز از دست مى رود.»
زینافسکى هم اشاره مى کند که جذابیت فیلم از شخصیت متغیر و دکتر جکیل / آقاى هاید گونه اعضاى گروه ناشى مى شود. عناصر اجرایى فراوانى در فیلم وجود دارد. در استودیو، در جلسات روان درمانى و جا هاى دیگر، نه در مصاحبه هاى مزخرف و پر از دروغ و ریا.
اما آیا همیشه همین طور است؟ این سئوالى است که از همت پرسیدم. «راستش فکر مى کنم همیشه همین طور است. این فیلم خیلى جاه طلبانه است. جاه طلب در نفوذ به عمق اتفاقات، جاه طلب در نحوه نمایش ما جلوى دوربین، در آنچه از زندگى گذشته ما مطرح مى کند.»
نوعى هیولا یک فیلم هوى متال است. در یکى از ترانه هاى آلبوم قدیس خشم آمده است: رهایش مى کنم بدون پشیمانى / باید خشمم را رها سازم.

 

منبع:metalhammer.blogsky.com

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 12:3  توسط شاهد  | 

Master Of Puppets

Battery
این آهنگ بطور غیر مستقیم اشاره به کلوپ (Old waldorf club) در خیابان Battery سانفرانسیسکو داره.
============================================================
Master Of Puppets
از رمان عرضه تقریبا در تمام کنسرتها اجرا شده.

موضوع:درباره ی اعتیاد به مواد مخدر (مخصوصا هرویین) و عواقب اون صحبت می کنه.

End of passion play crumbling away
I'm your source of self-destruction
(مواد مخدر تو رو می کشه)
Veins that pump with fear,sucking darkest clear
(منظور از the darkest همون هرویینه)
Leadin' on your death's construction
(سرنوشتت در دستای اونه (وقتی که معتاد شدی))
Taste me you will see
More is all you need
(معتاد شدن)
You're dedicated to
How Im killin' you
(باعث مرگ تو می شه)
Come crowlin' faster,obey your master
(مواد مخدر=master)
Your life burns faster,obey your master
Master
Master of puppets I'm pulling your strings
(این مواد شما رو کنترل می کنن)
Twistin' your mind,smashing your dreams
(کار مواد(نابود کردن آرزوها))
Blinded by me you can't see a thing
(نمیتونی ببینی که داره به کشتنت می ده)
Just call my name 'cause I'll hear your screams
Master-Master
Just call my name 'cause I'll hear your screams
Master-Master

Needle work the way,never you betray
(ردیف کردن کارا=Needle work (
Life of death becomin' clearer,pain monopoly,ritual misery
(داری با زندگیت بازی می کنی)
Chop your breakfast on a mirror
(منظور از Breakfast،کوکایین یا هرویین،و منظور از mirror،قاشقه)
============================================================
The Things That Should Not Be
این آهنگ هم بر اساس فیلم H.P.Lovercraft اه.

موضوع:تبدیل داستان فیلم به ترانه.

Messenger of fear in sight
Dark deception kills the light
(سایه و تاریکی سراسر شهر "اینسموت" رو فرا گرفته)
Hybird children watch the sea
(کاپیتان "ابد"-رهبر شهروندان اینسموت-با موجودات زیر آب موافقت می کنه که مردم در ازای دریافت ماهی و طلا،به این موجودات بپیوندن.از این به بعده که در اثر این ارتباط هر فرد تبدیل به یه دورگه می شه)
Pray for father,roamin' free
(دورگه ها منتظر روزی هستن که برای زندگی به زیر آب برن)
Fearless wretch,insanity
(قهرمان داستان وقتی که با آرامی تبدیل به یه دورگه می شد،تصمیم به خودکشی می گیره اما نمی دونست که داره از ندای آب پیروی می کنه)
He watches,lurking beneath the sea
(یکی از (great old ones) منتظر فرزندانش(دو رگه ها) ست تا به زیر آب بیان)
Great old one,forbidden site
(ساحل جایی بود که دورگه ها مشغول عبادت great old one بودن)
He searches,hunter of the shadows is rising
(شب هنگام مردم برای کشتن قهرمان داستان به دنبالش می گشتن)
Immortal
(دورگه ها فنا ناپذیرن)
In madness you dwell
(چند سال بعد از فرار قهرمان از شهر،تبدیل به یه دورگه ی کام شد،چون مورد هجوم خود کاپیتان قرار گرفته بود)
Crawling chaos,underground
Cult od summoned,twisted sound
(مردم مشغول عبادت بودن)
Out of ruin once possessed
(Y'ha-nthei شهر زیر آب یا R'lyeh شهر great old ones)
Fallen city,living death
(اینسموت تبدیل به یه شهر متروکه شده)
Timeless sleep,has been upset,he awakens
(دورگه ها شبانه مشغول شکار قهرمان بودن)
Not dead which eternal lies
Stranger eons death may die
(در H.P.Lovercraft این جمله،یه خط از نوشته های روی نکرونومیکون بود)
Drain of your sanity
Face the things that should not be
(قهرمان بالاخره قبول کرد که تبدیل به یه دورگه شده-خودشو تو اینه دید !)
============================================================
Welcome Home (Sanitarium)
این آهنگ برگرفته از فیلمی بر اساس کتاب (One flew over the Cockoo's nest) اه.

موضوع:درباره ی کسیه که تو دیوونه خونه گیر کرده.می شه گفت که منظور از دیوونه خونه همون جامعه اس.
============================================================
Disposable Heroes
این آهنگ اولین بار در 14 سپتامبر 85 اجرا شد که البته این تنها باری بود که گروه با کلیف این کار رو می کرد.

موضوع:این آهنگ می گه که جنگ در حقیقت یه جهنم ساده اس که هیچ کس تو اون برنده نمی شه.
============================================================
Leper Messiah
این آهنگ اولین بار در 20 آگوست 87 در کلوپ (100 Club) در لندن اجرا شد.

موضوع:درباره ی کسانیه که با سوء استفاده از مردم جیب خودشونو پر می کنن.(مثل بعضی از روحانیها)

به این دو خط قشنگ توجه کنین:
Send me money,Send me green,Heaven you will meet
Make a contribution and you'll get a better seat!

این آهنگ مستقیما به "جیم و تامی فی بیکر" اشاره می کنه.دو مجری تلویزیونی که با راه انداختن یه برنامه ی خیریه ، میلیونها دلار به جیب زدن.
============================================================
Orion
تو این آهنگ می تونین هارمونی رو واقعا حس کنین.

این آهنگ برای مراسم خاکسپاری کلیف در 17 اکتبر 86 توسط گروه انتخاب شد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:40  توسط شاهد  | 

سلام.
سال نو همه مبارک.
یه مدت طولانی نبودم.یعنی بودم ولی حال آپ نداشتم.
جاتون خالی رفتم جمهوری گیتارا رو ببینم...کلی حال داد!
عجب گیتارایی!!!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:39  توسط شاهد  | 

سلام.
در جواب علی باید بگم که :
اولین بیسیست متالیکا (ران مک گاورنی) بود ولی وقتی اعضای گروه کار کلیف رو دیدن تصمیم گرفتن که کلیف رو به جای ران به گروه بیارن...انصافا کلیف طوری بیس می زد که اگه هر کس دیگه ای هم جای ران بود شوتش می کردن بیرون تا کلیف جاشو بگیره.
کلیفم که تو یه سانحه ی زانندگی جون خودشو از دست داد. (این دوتا)
فکر می کنم متالیکا برای اسخدام یه بیسیست جدید 45 نفر رو تست کرد تا نوبت رسید به جیسون نیوستد که کسی نیست که کار اونو ندیده باشه..انصافا جیسون به اجراهای گروه صفا می داد! نمونش کنسرت Live Shit .
توی فیلم some kind of monster جیمز می گه که : جیسون در مالیکا از تمام خلاقیت خودش استفاده کرده و حالا وقتشه که به یه جای دیگه بره....توی MTV-MetallicA هم به اختلافات بین جیسون و جیمز اشاره می کنه . جیسون می گه:کسی که بیشتر بهش احترام می زاشتم بیشتر بهم بی احترامی می کرد....که منظورش همون جیمزه.
همین اختلافات باعث شد که جیسون بره و گروه Echo Brain رو راه بندازه و رابرت تروهیول به گروه بیاد که البته حالا حالا ها طول می کشه تا بتونه خلا جیسون رو پر کنه.
اینم از این.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:22  توسط شاهد  | 

Kill'em All

Hit The Lights
این آهنگ برای برانگیختن احساسات طرفداران گروهه به عبارت دیگه واسه شارژ اوناس!و ترانه ی اون به موضوع خاصی نمی پردازه.
============================================================
The Four Horsemen
قبل از عرضه ی ...And justice for all این آهنگ همیشه جزیی از اجراهای گروه بود.

موضوع ترانه هم مربوطه به یکی از داستانای کتاب مقدس.
============================================================
Motorbreath

Livin' and dyin',laughin' and cryin'
(اتفاقای خوب و بد...)
Once you have seen it you will never be the same
(...روی تو تاثیر می زاره)
Life in the fast lane is just how it seems
Hard and it's heavy,dirty and mean
(زندگی می تونه مشکل باشه)
Motorbreath
It's how I live my life
I can't take it any other way
(من میخوام اونطور که دوست دارم زندگی کنم)
Motorbreath
The signs of living fast
It's goin' to take you breath away
(روش زندگی رو مشخص می کنه)
Don't stop for nothin' it's full speed or nothin'
(باید بدنبال اهداف خودت باشی)
I am takin' down you know whatever is in my way
(از شانست استفاده کن،از هر چیزی که در مسیرت قرار می گیره)
Gettin' your kicks as you are shootin' the line
(حتی زمانیکه در زندگیت اتفاقی بر خلاف میلت رخ می ده...)
Sendin' the shivers up and down your spine
(تسلیم نشو و به بقیه نشون بده که اگه بخوای به همه چی می رسی)
The people who tell you not to take chances
They are all missin' on what life is about
You only live once so take hold of the chance
Don't end up like others the same song and dance
============================================================
Jump in the fire

Down in the depths of my firey home
(جهنم)
The summons bell will chime
(شیطان مردم رو برای رفتن به جهنم فرا می خونه)
Temptin' you all the earth
(زمین در حال تبدیل شدن به یه جهنمه)
To join our sinful kind
(به جهنم بپیوندین)
There is job to be done and I'm the one
(منظور از Job فرستادن مردم به جهنمه)
Your people make me do it
Now it is time for your fate and I won't hesitate
To pull you down into this pit
(اون مجبور به انجام این کاره و این انسانه که می ره به جهنم نه اون)
So come on,jump in the fire
(انسان رو به جهنم فرا می خونه)
With hell in my eyes and with death in my veins
(چشمانش به تنهایی جهنمن! و بواسطه مرگه که زنده مونده)
The end is closin' in
(پایان دنیا)
Feedin' on the minds of man
(کسانی که دست به قتل و جنایت می زنن باعث زنده موندنش شدن)
And from their souls whithin
(ارواح اونا رو جمع می کنه)
My disciples all shout to search out
And they always shall obey
(پلیدی،قسمتی از وجود انسانهاست که قابل حذف وجدایی نیست)
Follow me now my child not the meek or the mild
But do just as I say
(شیطان دوباره داره انسان رو به جهنم دعوت می کنه)
Jump by your will or be taken by force
(یا خودکشی می کنی یا کسته میشی)
I'll get you either way
(با هر حال تو جهنم می سوزی)
Try to keep the hellfire lit
(انسانها به هیزم جهنم تبدیل می شن)
I am stalkin' you as prey
(برای نشون دادن پیروزی خودش)
Livin' your life as me I am you you see
(آدما بهتر از اون نیستن)
There is part of me in everyone
(راجب پلیدی ای حرف می زنه که تو همه هست)
So reach down grab my hand walk me through the land
(انسان با مرتکب شدن گناه به شیطان یاری می سونه)
Come home where you belong
(جهنم مکان مناسبی برای شماس،اونجا عین خونتونه!)
============================================================
Anesthesia-Pulling Teeth
این آهنگ قرار بود توسط بیسیست سابق متالیکا (ران مک گاورنی) نوشته بشه.
============================================================
Whiplash
در بعضی از اجراهای زنده ی این آهنگ،ووکال رو جیسون انجام می داد.

موضوع:برای تشکر از کسانی نوشته شده که از ابتدای کار،متالیکا رو حمایت کردن.
============================================================
Phantom Lord
جیمز قبل از متالیکا عضو گروه (Phantom Lord) بود.به همین خاطر شاید از اون اسم خوشش میومد و تصمیم گرفت آهنگی به همون نام بنویسه.
============================================================
No Remorse
موضوع:این اولین کار ضد جنگ متالیکا بود.درباره ی کسانیه که فقط برای کشتن و ارتکاب به گناه به میدان جنگ می رن.
============================================================
Seek and Destroy
موضوع:می شه گفت یه جورایی بر عکسه (Wasting my hate) اه که بعدا به اونم می پردازیم.
============================================================
Metal Militia
این آهنگ مثال خوبیه از کارای ترش متالیکا.اولین دموی متالیکا (No life 'till leather) شامل این آهنگ بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 11:12  توسط شاهد  | 

سلام به همه.
شب چهارشنبه سوری برین بیرون خوش باشین و شادی کنین.نه با نارنجک و از این جور آت و آشغالا بلکه با شیرینی و شکلات...
من خودم یه پسر 18 سالم ولی نمی دونم بعضیا چه جوری با ترسوندن دیگران به اوج خوشحالی می رسن و فکر می کنن تو فضان.

تو که یه چیزی زیر پای دخترا می ترکونی به چی میرسی آخه؟تو که باعث سکته ی یه پیر مرد می شی به کدوم آرزوت می رسی؟تو که باعث آتیش گرفتن یه ماشین یا نقص عضو هموطنت می شی چی عایدت می شه؟

چهار شنبه سوری رو به چهارشنبه سوزی تبدیل نکنین...

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
Kill'em all رو براتون می زارم.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 11:11  توسط شاهد  | 

Ride The Lighting

Fight Fire With Fire

موضوع:درباره ی انتقام و آرماگدون(نبرد آخرالزمان بین خیر و شر)هست و اشاره به یه جنگ هسته ای داره که باعث نابودی زمین می شه.

=============================================================

Ride The Lighting

جیمز در مصاحبه ای در مجله ی (گیتار مگزین) گفت : من به مجازات بزرگ اعتقاد دارم.اما ایده ی من بیشتر درباره ی بسته شدن به یه صندلی الکتریکی بود در حالیکه یه بیگناه هستی.

=============================================================

For Whom The Bell Tolls

موضوع:این آهنگ در باره ی صحنه ای از نوول(ارنست همینگوی)اه که در اون 5 سرباز درحالیکه به دفاع از یه تپه مشغولن،با یه حمله ی هوایی کشته می شن.

=============================================================

Fade To Black

موضوع:درباره ی از دست دادن اشتیاق یه فرد برای ادامه ی زندگیشه.

Life it seems will fade away

(تصمیم اون فرد به خودکشی...)

Drifting further everyday

(روز یه روز در حال قوی شدنه)

Gettin' lost within myself

(به نظرش راه حل دیگه ای وجود نداره)

Nothing matters,no one else

(با خودش فکر می کنه که دیگه کسی به مرده یا زنده بودنش اهمیت نمیده)

I have lost the will to live

(دیگه نمیخواد زندگی کنه)

Simply nothin' more to give

(فکر می کنه کسی بهش احتیاج نداره)

There is nothin' more for me

(هیچی براش ارزش زنده موندنو نداره)

I need the end to set me free

(منظورش از end خودکشیه)

Things not what they used to be

(هیچ کاری همونطور که انتظارشو داشت پیش نرفت)

Missin' one inside of me

(اون کسی که می خواد زندگی کنه رو در وجود خودش گم کرده)

Deathly lost,this can't be real

(زندگی مثل یه کابوسه بی پایانه)

Can not stand this hell I feel

(به جای گشتن دنبال راه حل،فقط خودکشی رو می بینه)

Emptiness is fillin' me

(دچار افسردگی شده)

To the point of agony

(از این بدتر نمی تونست باشه)

Growin' darkness takin' dawn

(منظور از darkness همون مرگ و خودکشیه)

I was me but now he's gone

(ضمیر he بطور غیر مستقیم به I اشاره می کنه)

No one but me can save myself,but it's too late

(دیگه نمی تونه تصمیمش رو عوض کنه)

Now I can't think,think why I should even try

(به نظرش زندگی ارزش ادامه دادنو نداره)

Yesterday seems as though it never existed

(تمام روزها براش عین هم می مونن)

Death greets me warm,now I will just say goodbye

(آخرین جملش قبل از اینکه خودشو بکشه!)

============================================================

Trapped Under Ice

این آهنگ فقط سه بار به صورت LIVE اجرا شده.در 15 و 17 نوامبر 1984 و در 5 ژانویه ی 2000 که اجرای این آهنگ برای طرفداران یه سورپریز بود.

جیمز در همین کنسرت سال 2000 گفت:قبل از اینکه بیایم رو صحنه،یه نفر از ما خواست که این آهنگ رو اجرا کنیم.15 سالی که اینو نزدیم پس ما رو به خاطر سوتیامون(!) سرزنش نکنین.

============================================================

Escape

موضوع:این آهنگ درباره ی یه زندانی در حال فراره . این (فرار) رو می شه به فرار از هر چیزی که شما رو میخواد از انجام کار مورد علاقتون بازداره،تشبیه کرد.

"آنطور که می خواهید زندگی کنید نه آنطور که دیگران می خواهند"

============================================================

Creeping Death

این آهنگ بر اساس نیمه ی دوم فیلم (ده فرمان)اه.

وقتی همه مشغول دیدن فیلم بودن،کلیف گفت:"وای!این عین مرگ خزنده می مونه".بقیه از این عنوان خوششون اومد و اونو به عنوان اسم آهنگ انتخاب کردن.

"مرگ خزنده"،فرشته ی مرگ یا ایزد یهودیانه چون اون مسوول طاعونیه که مصریانو در بر گرفت.

Slaves,hebrews born to serve to the pharaoh

(یهودیان برده ی فرعون بودن)

Heed,to his every word,live in fear

(فرعون اخطار موسی مبنی بر اینکه طاعون به سراغ مصریان میاد رو جدی نگرفت)

Faith,of the unknown one,the deliverer

((unknown one) می تونه موسی باشه.چون یهودیان سرنوشتشون رو در دستان کسی می دیدن که بتونه اونا رو از اسارت نجات بده اما نمی دونستن که موسی اون ناجیه)

Wait,somethin' must be donw,four hundred years

(یهودیان 400 سال برده ی فرعون بودن)

So let it be written

So let it be done

I'm sent here by the chosen one

(موسی کسیه که توسط ایزد یهودیان برای نجات اونا مامور شد)

So let it be written

So let it be done

To kill the first born pharaoh son

(مصریان نمی دونستن که چطور می شه جلوی فرشته ی مرگ رو گرفت تا فرزندانشونو نکشه،به همین خاطر اون پسر فرعون رو هم کشت)

I'm creepin' death

(من فرشته ی مرگم)

Now,let my people go,land of goshen

(موسی این جمله رو خطاب به فرعون گفت)

Go,I will be with thee,bush of fire

(خدا از طریق یه بوته ی در حال سوختن با موسی حرف زده)

Blood,running red and strong,down the nile

(این اشاره به طاعون داره که رود نیل یه رودی از خون تبدیل می شه(خیلیها مردن))

Plague,darkness three days long,hail to fire

(طاعونی دیگر برای ترساندن فرعون برای دادن اجازه ی رفتن به یهودیان)

So let it be written

("...")

Die by my hand

(طاعونی دیگر،فرشته ی مرگ رسیدنش رو اعلام می کنه)

I creep across the land

(طاعون در تمام مصر پخش شده)

Killin' first born man

(برای کشتن تمام کسانی که تازه متولد شدن)

I,rule the midnight air the destroyer

(فرشته ی مرگ به عنوان آخرین طاعون و تاریکی در نیمه شب وارد شد)

Born,I shall soon be there

(فرشته ی مرگ ورودش رو اعلام می کنه)

I,creep the steps and floor final darkness

(و پسر فرعون رو مکشه،کسی که بعد از مرگش فرعون به یهودیان اجازه ی رفتن رو می ده)

Blood,lambs blood painted door,I shall pass

(این قسمتی از یه دعای قدیمی یهودیه که مردم از اون برای دور کردن فرشته ی مرگ از منازلشون استفاده می کردن)

============================================================

Call Of Ktulu

جالبه بدونین که روی سی دی یک و روی جعبه ی S&M بجای The call of ktulu نوشته : The call of the ktulu

متالیکا در 21 فوریه ی 2001 جایزه ی گرمی برای این آهنگ دریافت کرد.البته به خاطر اجرای اون در S&M.این ششمین گرمی متالیکا بود.

در فیلم (H.P.Lovercraft) برای کلمه ی (Cthulhu) از تلفظ (Ktulu) استفاده میشد.مثل (Klulu).klulu رو می شه اینجوری هم تلفظ کرد:kuh-LOO-loo

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 10:30  توسط شاهد  | 

سلام به تمام  کسایی که متالبازان..کسایی که متالباز نیستن و هرازگاهی یه کلیپی می بینن..کسایی که یه کلیپ دیدن دیگه ندیدن!..حتی سلام یه رپ بازا.

اولین پستمه..هیجان دارم من سعی میکنم واسه شروع یه سری اطلاعات راجب آهنگای گروه متالیکا بهتون بدم.البته به جز آلبوم St.Anger .شاید خیلیتون اینا رو بدونین خیلیاتون هم ندونین.اگه اشتباهی داشتم حتما بگین.

اولین آلبوم همون طور که می دونین Kill'em all اه ولی هنوز آمادش نکردم بعدا می زارم.می ریم سراغ دومی Ride the lighting . 

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 10:26  توسط شاهد  |